http://jokebazar3.blogsky.com/ جوکهای فارسی که هرروز آپ میشه
جوکهای فارسی که هرروز آپ میشه
عمر آدمی خیلی کوتاهتر از اونه که نخواد بخنده لطفا بخندید

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 1 مرداد 1386
سلام بزودی این وبلاگ متحول میشه منتظر باشین...
1024-ترکه میره پیش یک دکتر تهرونی، میگه: آقای دکتراز وقتی که به سن پنجاه سالگی رسیدم دیگه روزی سه دفعه بیشتر نمی تونم کس بکنم! دکتره شاکی میشه، میگه: ببینم تو اومدی دکتر یا اومدی کونِ منو بسوزونی

1025- یارو داشته میرفته مسافرت، همچین که از در خونه میره بیرون، زنش میره یه اصفهانیه و یک تهرانیه و یک ترکه رو میاره خونه، حال و هول! از قضا یارو میره ترمینال میبینه بلیطش واسه فرداس، برمیگرده خونه میبینه زنش لخته، میگه:‌ خانم چرا لختی؟! زنش میگه: آخه هوا گرمه! یارو شک میکنه، شروع میکنه به گشتن،‌ اصفهانیه رو تو کمد پیدا میکنه، ‌بهش میتوپه: مرتیکه ‌مادر...، تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟! اصفهانیه میگه: بابا چرا داد می‌زنی؟! دارم کمد رو تعمیر میکنم! یارو میگه: میگه پس چرا لختی؟! میگه: ‌خوب هوا گرم بود لخت شدم! حالا باید هزار تومن هم بدی. یاروهم میگه: ‌ببخشید، من اشتباه گرفتم. هزار تومن یارو رو هم میده و میره. بعد تهرونیه رو زیر تخت پیدا میکنه، اونم میگه: داشتم تخت رو تعمیر میکردم و هزار تومن بابت تعمیرباید بدی. تا میاد هزار تومن رو بده، میبینه ترکه از تو بالکن میزنه به شیشه میگه:‌ منم کردم ...منم کردم

1026-ترکه شب عروسیش میره تو اطاق ... !! همشهریهاش میان پشت در داد میزدند : بکن بکن هی هی ، بکن بکن هی هی !! ترکه بعد از ۲ ساعت ، نفس زنان و عرق کرده میاد بیرون میگه : خوب شد ؟؟ ک ون ش پاره شد !!

1027- ترکه شب داشته تو خیابون راه میرفته بعد بد جوری انش میگیره میبینه که در یه کلیسا بازه میره تو و میبینه هیچ کس نیست هرچی میگرده دستشوئئ پیدا نمیکنه بعد میبینه یه تابوت یه گوشه تاریکی هست میره درشو باز میکنه میبینه که یه مرده خوابیده تو تابوت اونم مردهرو بلند میکنه و میرینه تو تابوت بعد مردهرو دوباره میخابونه سر جاش و از خستگی همون جا خابش میبره صبح که بلندمیشه میبینه مسیحیا دورشو گرفتن و میخوان بکشنش داد میزنه که چی شده بهش میگن که تو به مرده ما توهین کردی و ریدی زیرش ترکه میگه بجای تشکرتونه دیگه میگن چطور مگه میگه: من اومدم اینجا رو ببینم دیدم این بیچاره رو تکو تنها گزاشتین تو این تاریکی اینم از ترس ریده به خودش اگه من کنارش نخوابیده بودم که تا الان کل کلیسا رو به گوه کشیده بود

1028- ترکه داشته تو یه کوچه راه میرفته میبینه یه زنه خوشگل از بالکنه یه خونه بهش اشاره میکنه که بیا بالا ترکه هم کلی خوش میاد و میگه میرم یه حالی میکنم و میره بالا تا از در میره تو چند نفر کلفت میریزن سرشو حسابی ترتیبشو میدن . فرداش دوباره داشته از همون مسیر میرفته میبینه زنه باز اشاره میکنه که بیا بالا با خودش میگه اون دفه اتفاقی بوده این دفه میرم حالمو میکنم بعد میره بالا و همون جریان دیروزی میشه دو باره فرداش میرفته زنه باز اشاره میکنه میگه این دفع دیگه ترتیبشو میدم بازم تا میره بالا میریزن سرش و … دفه بعدی باز داشته میرفته میبینه زنه کلی تیپ زده و میگه بیا بالا ترکه از زنه میپرسه: بچهها خونه هستن؟ زنه میگه: نه هیچ کس نیست ترکه میگه: پس ولش کن حال نمیده

1029-یه ترکه شاخ به شاخ تصادف میکنه ,بهش میگن چه جوری شد؟ میگه راستش ما داشتیم می رفتیم , اونام داشتن میرفتن , نگو میومدن

1030- ترکه میره استخر ... یارو بهش میگه آقا برو اونور میخام شورتمو عوض کنم ... ترکه میگه بکش پایین بابا من فیلم س و پ ر زیاد دیدم

1031-ترکه تو سینما وسط نشسته بوده ، دست میکنه تو دماغش و حسابی تمیزش میکنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه به بغل دستیش میگه : آقا لطفاً اینو دست به دست کن بمالش به دیوار

عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید

من متولد 1357 و میخوام خوانندگان احتمالی این وبلاگ رو یکم بخندونم اگه جوکی داشتین میتونین برام تو یاهو مسنجر با آیدی fanoos1357 آفلاین بذارین
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 36224